قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
332
تاريخ الفي ( فارسى )
مستوجب ورود نار جحيم است . باقى اختيار تو راست . عمرو عاص به سخنان او التفات ننموده روى به راه آورد . چون به جايى رسيد كه راه عراق و شام از يكديگر جدا مىشود از وردان ، كه غلامش بود ، پرسيد كه : هريكى از اين دو طريق به كجا منتهى مىشود ؟ وردان اشاره به راه عراق كرد و گفت : اين راهى است كه سالك آن به رياض بهشت مىرسد . و طريق شام را به وى نموده گفت : اين طريقى است كه روندهء آن به عذاب دوزخ مىپيوندد . « 1 » عمرو عاص وردان را تحسين نموده شعرى انشا كرد مشعر بر اينكه ارتفاع شأن شاه مردان اظهر من الشّمس است ، امّا ميل [ به ] زخارف دنيوى سبب انحراف از جادهء قويم و مانع اقبال به سلوك مستقيم مىشود . در مقصد اقصى آورده كه عبد اللّه گفت : اى پدر بترس از خداوند و خود را در آتش دوزخ مپسند و بدان كه من هرگز اتّباع تو نخواهم كرد . عمرو گفت : طاعت والدين بر فرزند فرض است . عبد اللّه گفت : آن ، وقتى است كه پدر و مادر امر به معصيت خدا نكنند . محاربه با على اعظم معاصى است و من هرگز بدان اقدام نخواهم نمود . چون عمرو عاص به شام رسيد « 2 » معاويه از آمدن او مسرور شد و مردم را به موافقت او مغرور ساخت و پنجاه هزار درم و اسبى و اشترى هديه به نزد عمرو فرستاد . و همين مقدار براى عبد اللّه نيز فرستاد . عبد اللّه نگرفت و گفت : مال فقرا ملك تو نيست تا از آن انعام توانى كرد . و عمرو عاص مصر را از معاويه طلبيد و با محمّد بن ابى بكر مقاتله كرد ؛ چنانچه تفصيل آن خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . و مقارن حال ، عبيد اللّه بن عمر بن خطّاب ، [ كه ] بهواسطهء قتل هرمزان از فتنهء امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، توهّم داشت ، نزد معاويه رفت « 3 » . به سبب متابعت اين دو كس كار معاويه قوتى و رونقى پيدا كرد و جميع شاميان به خدمتش كمر بسته در امر قتال با ولىّ ذو الجلال اتّفاق نمودند . و چون معاويه شنيد كه سعد بن ابى وقّاص ، عبد اللّه بن عمر ، اسامة بن زيد ، و محمّد بن مسلمه به شاه ولايت مبايعت نكردند ، به آن چهار كس مكاتيب نوشت و ايشان را به متابعت خود و مخالفت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، دعوت نمود .
--> ( 1 ) . براى اطّلاع بيشتر از چگونگى صحبت بين عمرو عاص و وردان در منابع كهن - پيكار صفّين ، ص 57 . ( 2 ) . در خصوص قتل هرمزان و دو نفر ديگر به دست عبيد اللّه بن عمر و تقاضاى قصاص خون كشتهشدگان از طرف على ( ع ) - طبقات ، ج 3 ، ص 258 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 160 . ( 3 ) . بهطورىكه خود مؤلّف نيز در صفحات آتى اشاره كرده است ، آمدن عمرو عاص پيش معاويه پس از فرستاده شدن عبد اللّه بجلىّ از طرف على ( ع ) نزد معاويه بوده ، و معاويه به پيشنهاد برادرش ، عتبة بن ابى سفيان ، وى را جهت صلاحانديشى در مورد بيعت با على ( ع ) احضار كرده است . - پيكار صفّين ، ص 54 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 237 .